مبانی مجازات های بدنی از منظر فقهی

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران. alijavadi567@gmail.com

2 استادیار گروه علوم انسانی و حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.(نویسنده مسؤول) ali.yousef1146@yahoo.com

3 استادیار گروه علوم انسانی و حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران . mrsh23@gmail.com

چکیده

مجازات واکنشی اجتماعی در قبال پدیدۀ مجرمانه است و این واکنش، در راستای تحقق اهداف مجازات‌ها صورت می گیرد. مجازات های بدنی به عنوان یکی از اقسام مجازات ها، با هدف حداکثرسازی بازدارندگی و سلب امکان تکرار جرم اجرا می گردد و شدت ملموس و غیرقابل انکار این نوع مجازات ها باعث تمایز آن ها از دیگر مجازات های قانونی شده است. لمس عینی و شخصی رنج جسمی و آلام روحی ناشی از مجازات های بدنی برای هر یک از افراد انسانی موجب می گردد که این نوع از مجازات نسبت به سایر مجازات ها در جامعه ارعاب بیشتری ایجاد می نماید. با گسترش انسان­محوری در جوامع بشری، انتقاداتی نسبت به این تهاجم و ارعاب ملموس و شدید نسبت به جسم انسان به عنوان جزء جدانشدنی هویت وی ایجاد شده و نسبت به کارایی و موفقیت این نوع از مجازات جهت نیل به اهداف پیش بینی شده تشکیک شده است. این تشکیک همراه با نفی وجود مبنا و معیار مشخص برای اعمال مجازات های بدنی همراه شده و این امر دقت بیشتر قانونگذار در اجرای صحیح این گونه مجازات ها را لازم می دارد. در این مقاله سعی شده است تا مبانی مجازات های بدنی از منظر قواعد فقهی مورد بررسی قرار گرفته و با روشی تحلیلی نسبت به توجیه این مبانی از منظر حقوقی اقدام شود.

کلیدواژه‌ها