واکاوی دلالت معنایی صیغ عموم در اصول فقه مقارن

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استاد یار پیام نور

2 دانش آموخته دکتری دانشگاه فردوسی مشهد، مدرس موسسه آموزش عالی خراسان و عطار

چکیده

یکی از بزرگترین مبانی اجتهاد بلکه محور مباحث آن، استفاده از عمومات کتاب و سنت است، از یک سو برای کشف احکام باید همواره به بحث شمول و عدم آن نظر داشت از سوی دیگر اختلافاتی که در این زمینه وجود دارد، لزوم تدقیق و بازنگری در این مباحث را آشکار می‌کند کما اینکه همین امر باعث شده که علمای بزرگ اصولی اهتمام ویژه‌ای به مباحث آن داشته باشند.
اصولیان درباره کیفیت دلالت الفاظ به مفهوم عمومیت نظریات متفاوت و پراکنده‌ای ارائه نموده‌اند، در این پژوهش سعی شده با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با ابزار فیش برداری از منابع اصولی گوناگون، الهام از گفته‌های اصولیان بزرگ و جستجو در قواعد زبان عربی، به تحلیل هریک از این نظریات پرداخته و در نهایت نیاز یا عدم نیاز احراز مقدمات حکمت در ساز و کار دلالت الفاظ بر عموم مورد بررسی قرار گیرید، تحقیق حاضر با مبنا قرار دادن فهم عرفی، وضع و استعمال را محدود به دلالت لفظی دانسته و در بحث عام دانستن قیاس اولویت این نتیجه حاصل شد که دلالت الفاظ بر مدلول‌های فحوائى خود از دلالت نصّ، قوى‏تر است و مخاطب در این باب نیازى به تأمّل ندارد چرا که خطابی مستقلّ است و مراد آن از ظاهرش، بدون اضافه امر دیگر قابل دریافت است.

کلیدواژه‌ها